حاج ملا هادي السبزواري

285

شرح مثنوى

( ( 1055 ) ) كى كند دل خوش به حيلتهاى كش * آن كه بيند حيلهء حق بر سرش ن 250 2 - ك 95 25 كش : خوش ، و به گاف فارسى به معنى وسوسه نيز آمده ، و آن انسب است . ( ( 1060 ) ) افكن اين تدبير خود را پيش دوست * گر چه تدبيرت همه تدبير اوست ن 250 7 - ك 95 27 همه تدبير اوست : گذشت به چند سطرى ، كه وجود بتمامه از اوست ، وَلا حَولَ وَلا قُوَّةَ إلَّا بِالله . ( ( 1063 ) ) گرد نفس دزد و كار او مپيچ * هر چه آن نه كار حق هيچ است هيچ ن 250 10 - ك 95 29 نفس دزد : يا غاصب وجود . ( ( 1064 ) ) پيش از آن كه روز دين پيدا شود * نزد مالك دزد دين پيدا شود ن 250 11 - ك 95 29 [ تمام شعر ] : چنين مىنمايد كه گفته شود : « بعد از آن كه . . . » ، و نه چنين است ، چه يوم الدين كه قيامت كبرى و محق محض است ، مالك وجود ، اوست و بس و هيچ پيدا نشود . بلكه در قيامت صغرى و وسطى و برزخيات پيدا شود . و مىشود « پيش از آن گه » مخففِ « گاه » بخوانيم . يعنى در قدام اين وقتها يوم الدين شود ، و تو هم ايطاء نشود . چه « دينِ » اول جزاست ، و دوّم آيين شرع . و اگر « دزد دين رسوا شود » باشد ذو القافيتين خواهد بود . ور ندارى باور از من رو ببين در نبى و الله خير الماكرين ن ندارد - ك 95 31 در نبى : در قرآن مجيد : * ( وَمَكَرُوا وَمَكَرَ الله وَالله خَيْرُ اَلْماكِرِينَ 3 : 54 . ( 1 ) ( ( 1068 ) ) گر تو گويى فايدهء هستى چه بود * در سؤالت فايده هست اى عنود ن 250 15 - ك 95 32 گر تو گويى : يعنى هر گاه همانچه در علم ، گذشته همان مىشود ، پس سعى و كوشش ما عبث است و هيچ چيز قابل تغيير نيست ، جواب مىدهد كه : چنان كه فايدهء سؤال تو اين است كه تا تو سؤال نكنى جواب نمىشنوى ، همچنين تا سعى نشود به مطلب رسيده نشود . چه سعى ما هم در علم ، گذشته ، و از اسباب مطلب قرار يافته ، و تقدير اختياريات تعليقى است . يعنى تقدير شده اختيار تو - اولًا - پس فعل تو - ثانياً - پس فعل تو به اختيار تو مىشود . و مىفرمايد كه هر جزء از اجزاى عالم فايده دارد . پس عالم كلّ الفوايد را دارد . چه ، عالم نيست مگر كلّ الاجزاء . نهايت ، ترتّب فوايد به نحو وجوب است . و اين هم تأكيد مىكند ترتّب فوايد و عوايد را . و منتهى الفوايد معروفيّت ذات اقدس است - كما مرّ - كه آن كه فاعل شجرهء وجود است همان ثمره است . چه ، اجمل و اكمل از او نيست ، كه علَّت غائيّه و فائدهء اين فعل كلَّى شود . بلكه ثانى

--> ( 1 ) - قرآن كريم ، سورهء آل عمران ، آيهء 54 . .